In English| En Espa?ol| Add to Google

A Name For Nobody

نوع دیگری از ریاضیات

ترجمه‌های من - خيابان يک‌طرفه

می‌دانیم که یک ضربدر یک می‌شود یک.
ولی از نتیجه‌ی ضرب یک تک‌شاخ و یک گلابی
هیچ تصوری نداریم.
می‌دانیم که پنج منهای چهار می شود یک
ولی نمی‌دانیم یک ابر منهای یک قایق بادبانی
چه می‌تواند باشد.
می‌دانیم که هشت تقسیم بر هشت می‌شود یک
ولی از یک کوه تقسیم بر یک بزغاله
هیچ‌ نمی دانیم.
می‌دانیم یک به اضافه‌ی یک می‌شود دو
ولی من و تو، آه
نمی‌دانیم چه می‌شود.

اما حاصل‌ضرب یک ناجی و یک خرگوش
کسی‌است با سر سرخ.
یک دله دزد تقسیم بر یک پرچم
می‌شود یک خوک.
یک اسب منهای یک اتوموبیل
می‌شود یک فرشته.
یک گل کلم به اضافه‌ی یک تخم مرغ
می‌شود استخوان قوزک پا
فقط من و تو
در ضرب ، تقسیم
جمع و تفریق
همان باقی می‌مانیم

از ذهنم پاک شو
به دلم باز گرد.

شعر از نیکیتا استانسکو، ترجمه‌ی محسن عمادی

 

چند شعر

ترجمه‌های من - خيابان يک‌طرفه

۱
بامدادان
زخم می‌زند کوه
زیبایی شب را.

۲
آن‌که تو را دوست می‌دارد
برهنه می‌شود
رو در روی ماه.
آن‌قدر عشق می‌ورزد
تا بمیرد.

۳
چرا می‌ترسی؟
چرا نیمه‌های شب‌ از خواب می‌پری؟
مرگ، آن‌چه را که زندگی خواهی کرد
می‌تواند از تو بگیرد
نه آن‌چه را که زندگی کرده‌ای.


۴
شکوهمند و مقدس،
منم حلیم سوم
حاکم حاکمان.
اینجا در دستان سفیدم
سپیده‌دم مردمم آغاز می‌شود

هر آن‌دم که دم بر می‌آورم
نفسم هرم مرا به باکرگان ناشناخته می‌رساند
در ابدیتم
از طعم زمان
پرده برداشته‌ام.

ابعاد عالم 
در اکرام و اطعام من معلقند.
در صلح تنم
قلعه‌ها آرامش خویش را باز می‌یابند

شعر و دانش و  ظفر را
در بیداری عقابان عظیم
رها کرده‌ام.
بگذار نسل‌ها
بر دریاها و مراتع پایکوبی کنند.

زیر آسمان‌های تاریک و  آسمان‌های آبی
برای دریای بی‌پایان خونم اما
عشقم همراهی‌است
بی‌کرانه!


شعرها از فضیل حسنو داغلارجا، ترجمه‌ی محسن عمادی

 

صفحه 1 از 207