In English| En Espa?ol| Add to Google

A Name For Nobody

پنجره‌های تارازونا، ۲

دفتر شعرها - کشتی ارواح

شانه‌‌های سفید
در زمینه‌ی‌ سیاه پیراهن
در پنجره‌ی روبرو.
ناقوس‌های کلیسا
و تمامیتی به تعویق افتاده،
شیطنتی
که برهنه برهنه
بر نظاره می‌دود
سر می‌خورد
بر بام‌های شیروانی عتیق
بر سفال‌ها.
محال بیوه‌ی تنیده
در کسالت ظهر تابستان
بر شوخی برهنه‌ی شانه‌ها
می‌شکند.

دست تکان می‌دهد
و زمین،
نقش بی‌جانی
که زوال در ملال می‌بست
تکان می‌خورد.
پنجره‌ را باز می‌کنم
تا نام خود را
در این قاب
هجی کنم.

 

در آستانه

دفتر شعرها - کشتی ارواح


هر پنجره را که می‌گشایم
زنی تازه به من لبخند می‌زند
مرگ‌های تازه
کودکانی که بر دهانه‌ی رحم می‌کوبند.
رنگ‌ها آرام می‌گیرند
بر لباس‌هایی که خشک می‌شوند بر لبه‌ی پنجره‌ها
یکی سیاه را پهن و
دیگری سرخ را جمع می‌کند
هرگز پنجره‌‌ها را بر زنانی نگشوده‌ام
که انتظار می‌کشند.
ناقوس‌های کلیسا
یک‌شنبه‌ها را می‌پراکنند.
دست تکان می‌دهم
برای زنی که به هیچ خیره است
سیگارش را بر لبه‌ی ایوان می‌تکاند
از امید گسیخته
از مرگ گریخته
در هیچ آویخته
با چشم‌هایی تهی تهی
که در شعرهایم
فرو ریخته.

دست تکان می‌دهم.

 

صفحه 2 از 221