A Name For Nobody
پنجرههای تارازونا، ۲
شانههای سفید
در زمینهی سیاه پیراهن
در پنجرهی روبرو.
ناقوسهای کلیسا
و تمامیتی به تعویق افتاده،
شیطنتی
که برهنه برهنه
بر نظاره میدود
سر میخورد
بر بامهای شیروانی عتیق
بر سفالها.
محال بیوهی تنیده
در کسالت ظهر تابستان
بر شوخی برهنهی شانهها
میشکند.
دست تکان میدهد
و زمین،
نقش بیجانی
که زوال در ملال میبست
تکان میخورد.
پنجره را باز میکنم
تا نام خود را
در این قاب
هجی کنم.
در آستانه
هر پنجره را که میگشایم
زنی تازه به من لبخند میزند
مرگهای تازه
کودکانی که بر دهانهی رحم میکوبند.
رنگها آرام میگیرند
بر لباسهایی که خشک میشوند بر لبهی پنجرهها
یکی سیاه را پهن و
دیگری سرخ را جمع میکند
هرگز پنجرهها را بر زنانی نگشودهام
که انتظار میکشند.
ناقوسهای کلیسا
یکشنبهها را میپراکنند.
دست تکان میدهم
برای زنی که به هیچ خیره است
سیگارش را بر لبهی ایوان میتکاند
از امید گسیخته
از مرگ گریخته
در هیچ آویخته
با چشمهایی تهی تهی
که در شعرهایم
فرو ریخته.
دست تکان میدهم.
مطالب بیشتر...
- دو شعر
- یک روز شعر عاشقانهای بود
- یک هفتهی ابدی
- بدون ترجمه
- ما
- آن روز...
- که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
- رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم...
- ترانهی تاریک
- شعرهای یمسا: در ستایش غیاب
- از محال مکان
- چشمهای تو
- بنفش تند
- فریاد هزار مرد دیوانه
- در برداشت معکوس
- راهی به سوی دریا
- از چشمهای تو
- گل سرخ حلاج
- بچهها و موسیقی
- به تمامی دیگرگونه
- از عشق و مکنت
- دو عاشقانه کوتاه
- سه شعر
- دو شعر
- از پشت تصویر در گوشهی اتاق
- مرا تنگ در آغوش بگیر
- نوع دیگری از ریاضیات
- چند شعر
- روایت تاریخ به تقویم خیانت
- من یک جعبهی سیاه در استانبول گم کردهام
- در بهار آزادی
- موزه
- فال
- The Author is Dead:Roland Barthes
- وقتی مردی زنی را دوست دارد
- طعم زندگی من
- دو ترانه
- عکسها
- بازگشت
- نام و نان
- بامدادان بر پشت اسب
- همگان
- کلام مقدس و عقوبت
- زن زیبا
- رهگذر
- خانه؟
- رسیدن
- وقتی اتاقها
- درسهایی بر یک مکعب
- عاشورای خونین
صفحه 2 از 221









